تبلیغات
میزشیپو - تَفَلود نامه

به نام خدا

میزشیپو
نشان عشق آن باشد كه شب با روز پیوندد / ترا گر خواب می گیرد نه صاحب درد عشاقی


¿تَفَلود نامه
یکشنبه 30 مرداد 1384
سلام:
و...اما دیدی دریا هم خشك شد نمك هاشو صادر كردن كه باهاش خمیر دندون بسازن ...آخه اكثر ایرانی ها فشارخون دارن نمك می خوان چه كار...نمک گیر می شن...
امشب مثلا تولدم بود ولی چون دپرسیون شب تولد امری عادی محسوب می شه فرمودیم فردا برامون كیك و كادو بخرن.
ننویسم چون:
دل سخت صخره ها نرم نمی شه     دست سرما زدمون گرم نمی شه
ولی باورت میشه تا حالا 100 تا مطلب اونم بابت دست گرمی  نوشتم. تو كه بَلَتی بگو رو رو برم.
*می رسم تا لب دریا شط به شط پای پیاده
  چشماتو  ببند ببینی نگو  مثه  تو  زیاده
كتاب از دستم افتاد صفحه هاش پخش و پلا شد ...كجا بماند...
* باید بدانم از كدامین صحنه می آیی
نكنه عمدی این كارها رو می كنن كه شما زودتر بیای ولی شماقهر كن بگو تا مرتب و مودب و مهربون نشینین نمی آم.
كاش قرار بود وقت اومدنتون به همه نمره انضباط 20 بدین.به هر حال این كلاس آشفته مبصرو تحویل نمی گیره...مبصر كیه؟ اگه گفتین...
 چرا شما هرچی می خوام بگم می دونی كه من حرفی نداشته باشم با شما بزنم؟
تو كاسه چهل كلید عكس ایوون طلا بود منم به چه كوچولویی یه گوشه اش ...حكما دیدین منو ...
اینم تَفَلود نامه...آبغوره یواشكی هم نگرفتم كه شمع ها رو آب نبره ...پروانه ها برن چارشنبه سوری...بال می خوان چیكار اونم با این شمهای خارجكیه جرقه ای موزیكاله بدون اشك و دود وبا دوام...

نوشته شده در یکشنبه 30 مرداد 1384 و ساعت 02:08 ق.ظ توسط : یواشکی