تبلیغات
میزشیپو - ۸:۲۰

به نام خدا

میزشیپو
نشان عشق آن باشد كه شب با روز پیوندد / ترا گر خواب می گیرد نه صاحب درد عشاقی


¿ ۸:۲۰
جمعه 8 مهر 1384
*فكرشو بكن... یه... عاشق بشه... اونوقت مثه همه عاشقا از خواب و خورد و خوراك بیفته... تورش می شه كلكسیون حشرات نیم خورده یا خورده نشده...
*مهم نیست كجا متولد شدیم... مهم اینه كجا زندگی می كنیم.
*من عمراً بتونم پست مدرن بشم چون نه سیگار می كشم نه قهوه دوست دارم، نه... تكلیف چیه؟
*... برای یه نقاشی دقیق و زیبا علاوه بر تمام رنگها به قلم ها و ابزارهای مختلف هم نیاز هست.
*خاله می گفت بچه ها به قطار در حال حركت سنگ می زنن نه قطار ایستاده...حالا كه خوب فكر می كنم می بینم خیلی بده چون پنجره های شكسته تصاویر دنیا رو شكسته تر نشون میدن .
**نه دوست خودشه نه دشمن من... پس كیه؟
*یه استكان كمر باریك چای كه هنوزم ازش بخار بلند می شه... یه پنجره باز... یه ساعت كه عقربه هاش رو 8:20 خواب رفته... یه در بسته... منو یاد چی می اندازه؟ یادم رفته...
*آگر آدم ها می فهمیدن بعد مردن چقدر معروف می شن حتما زود تر می مردیدن...
*طفلی زنده ها واسه یه قطره مودت و مشهوریت همینجوری چشم به آسمون دوختن اونم با دهن باز.
*از فصل پاییز بدم میاد طفلكی آقای رفته گر مهربون كارش صد برابر می شه...درخت های شلخته...
*یه نمه بارون روی اسفالت نو كافیه تا همه سر بخورن...
*از میزو صندلی دل خوشی ندارم... از هرچی كه آدمو مقید به نشستن كنه....

 

نوشته شده در جمعه 8 مهر 1384 و ساعت 10:09 ق.ظ توسط : یواشکی